۱۳۸۸ آذر ۲, دوشنبه

دانش و فرزانگي




علم و دانش و فرزانگي بر بلنداي كوهساران فضيلت ايستاده است و‌ آنكه دانش مي‌آموزد گوهري پرفروغ را در شب‌هاي ظلماني ندانستن‌ها و نديدن‌ها فروزان نگه‌داشته است. فضيلتي بالاتر از دانش نيست و هيچ جوهري كه بدين پايه از والايي بهره‌ور باشد بر آدمي ارزاني نگشته است...

۱۳۸۸ آذر ۱, یکشنبه

پيچ و تاب‌


گفته‌اند سياه‌مشق در نستعليق به زيبايي پيچ و تاب‌هاي زلف خوبرويان در دستان نسيم است. اين غزل حافظ را تقديم به صفاي پيچ و تاب فرحبش‌اش مي‌كنم:

زين خوش رقم که بر گل رخسار مي‌کشي
خط بر صحيفه گل و گلزار مي‌کشي

اشک حرم نشين نهانخانه مرا
زان سوي هفت پرده به بازار مي‌کشي

کاهل‌رُوي چو باد صبا را به بوي زلف
هر دم به قيد سلسله در کار مي‌کشي

هر دم به ياد آن لب ميگون و چشم مست
از خلوتم به خانه خمار مي‌کشي

گفتي سر تو بسته‌ي فتراک ما شود
سهل است اگر تو زحمت اين بار مي‌کشي

با چشم و ابروي تو چه تدبير دل کنم
وه زين کمان که بر من بيمار مي‌کشي

بازآ که چشم بد ز رخت دفع مي‌کند
اي تازه گل که دامن از اين خار مي‌کشي

حافظ دگر چه مي‌طلبي از نعيم دهر
مي مي‌خوري و طره‌ي دلدار مي‌کشي