۱۳۸۸ مهر ۲۰, دوشنبه

نفت چراغ زندگي


نفــت چــراغ زنــدگي مـا تمـام شـد
اينك فتيله سوزد و اين نور كم از اوست

دوستي اين بيت را جايي ديده بود و از من خواست كه آن را به قول ما خطاط‌ها قلمي كنم. شاعرش معلوم نشد كيست، اما تك‌بيت جالبي است. يك نسخه ديگر هم نوشتم كه «چراغ» را در آن نكشيده بودم و در عوض كلمه «شد» را كشيده نوشته بودم. اين دوست شفيق، آن نسخه را بيشتر پسنديد و همان را قاب كرد و به سينه ديوار اتاقش زد. دوستي ديگر در باره اين قطعه معتقد بود كه سادگي شعر با اين كشيده كه جزو تركيب‌هاي پيچيده محسوب مي‌شود متناسب نيست. متأسفانه تصوير آن يكي نسخه را نداشتم كه اينجا بگذارم تا شما خودتان مقايسه كنيد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر